1:ايام بر شما مبارك باد، ايام مي آيد كه از شما مبارك شود، مبارك شماييد.
2:سال گذشته كساني بودند كه امسال نيستند، يادشان بخير...
3: حامد رحمتي از شاعران همشهري است كه سپيد هايش را اينروزها بيشتر مي پسندم.دوست خوبي نيز هست، لااقل با هم اياقيم خيلي. زود رنج است به ظاهر ولي اكثرا اتاقش پر است از بچه هاي شاعر و طبيعي ست مادر مهربانش جور همه را مي كشد. خواستم شروع وبلاگم امسال با ياد حامد و خانه ي گرمشان باشد.
اين غزل را خيلي دوست دارد و به خود او هم تقديم مي كنم:
از عاشقی دل کندم از تو دل بریدم
اینروز ها می ترسم از بخت سپیدم !
با آخرین گنجشک ها از شهر رفتی
من مانده ام با بال های نا امیدم
بود و نبودم فرق چندانی ندارد
آیینه ی آهم رفیقان ! بشکنیدم
یاران به سویی می روند و من به سویی
ایزد چرا اینگونه تنها آفریدم؟
پرهیزی از تیغ اجل دیگر ندارم
من آنچه از دنیا نباید دید دیدم !