2:پس از يك سال سختي و درد سر بالاخره سید ابولفضل صمدی كتابش را به چاپ رساند. عزيزان غزل نويس حتما غزل هاي ابولفضل را خوب مي شناسند، اهل خمين و ساكن اراك. خيابان حصار هم اسم دفتر غزلش شد شامل سي هفت غزل تر و تازه و ناب كه توسط انتشارات سخن گستر مجلد شده است. مي گفتم كه حق تو نيست كتابت را خودت چاپ كني، اما كرد! ابولفضل را دوست دارم با آن صداي زخمي و هيات لاغرش كه هميشه كت و شلوار به تن مي كند و دو دستش را داخل جيبش قرار مي دهد.
3: دوستان دور و بري مي توانند كتاب را از من بگيرند و عزيزان ديگر براي دريافت كتاب با اي ميل بنده مرتبط باشند تا روش دريافت كتاب را ابلاغ كنم.alonegulf@yahoo.com
4:علي الحساب اين غزل را از كتاب خيابان حصار بخوانيد تا بعد...
دنياي رنگارنگ آدم ها همين است
از من مرنج اي مهربان، دنيا همين است!
از خويش مي ترسانمت دست خودم نيست
كار مترسك هاي نازيبا همين است
رفتار ناهنجارم از ديوانگي نيست
اين بندها را پاره كن دريا همين است
گفتم كه مي ترسم به دور از تو بميرم
گفتي سرانجام پرستوها همين است...
بايد بيايي دست هايم را بگيري
فرجام آدم هاي نا بينا همين است

