بهتر بدانیم
چرا عبدالجبار کاکایی را دوست دارم
۱: کم حرف است و متبسم/جوابت را شمرده شمرده می دهد و کامل.
۲:شاعر خوبی ست/ترانه هایش را اینروزها از همه چیز بیشتر می پسندم.
۳:مغرور (نبوده - نیست- نخواهد شد )/شهرت متوهمش (نکرده - نمی کند- نخواهد کرد)
/با جوانتر ها دم خور است/هر کاری از دستش بر بیاید
برای هر کسی( کرده-می کند-خواهد کرد) ولو غریبه باشد.
۴:همه ی ما می دانیم که تنها جشنواره ی مرغوب سالهای اخیر شبهای شهریور است.
۵:در جشنواره ی ایلام شخصی شعری از فاطمه راکعی را به نام خودش خواند/
رفتم و به جناب کاکایی گوش زد کردم/گویا قبل از من می دانستند/ لازم ندیدند آبروی
فرد مذکور را ببریم / همین کار را کردیم.
۶:جوانی اش را با جنگ سپری کرده از آن رو که ایلامی ست/ لالایی اش صدای توپ و تفنگ بوده/
جنگ در وی به عینیت رسیده/ پس برای خوش خدمتی و خود شیرینی شاعر جنگ
(نشده ـ نمی شود-نخواهد شد)
۷:"مثل سیاستمدار مصلحت اندیش" محافظه کار نیست و عقایدش را به پست و مقام (نفروخته-نمی فروشد-نخواهد فروخت)


