تبليغاتX
عاشقانه در گور
سه شنبه 24 اردیبهشت1387

 

                          

 

 

 

 

1:سلام

2:برنامه ي پاسداشت چهارمين سال در گذشت حضرت منزوي با حضور استاد گرامي محمد علي بهمني ، محمد سلماني، غلامرضا طريقي، خليل جوادي و امير مرزبان برگزار شد. از دوستان قزويني پوزش مي خواهم كه برنامه  به مذاقشان خوش نيامد، مي دانند كه به خاطر مجري بود نه میزبانان زنجاني!!!

3:با غلامرضا طريقي بوديم اين چند روز ، چقدر خوش گذشت اما لعنت به آن قطار كه بايد مي رفت.خاطرات زيادي داريم با هم و خانواده ي هم كه قرار است نگفته بماند، پس بماند.

اين غزل تقديم به طريقي كه برادري اش را ثابت كرد و خانواده ي مهربانش:

 

 

 

 بهار شد ولي بهار من نيست

 

كه روزگار ، روزگار من نيست

 

اگرچه مادرم سياه پوش است

 

ولي به فكر حال زار من نيست

 

كسي كنار من به جز خودم نيست

 

كسي به جز خودم كنار من نيست

 

سفيد شد به جاده ها دو چشمم

 

چرا كسي در انتظار من نيست؟

 

مرام سرنوشت من همين است

 

زمانه هيچ شرمسار من نيست

 

به دوش مي كشم مزار خود را

 

مگر رداي من مزار من نيست !

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:47  توسط سعید توکلی  | 

~ ~ ~
شنبه 7 اردیبهشت1387
 

1:سلام

2: كتاب دوست عزيزم حسن پاکزاد با عنوان ((ماشين حساب كوچك من جاي گريه نيست)) چاپ شد. دوستان علاقه مند با وبلاگ خود حسن عزيز مرتبط باشند

3:شانزدهم  ارديبهشت چهارمين سالروز پرواز حضرت حسين منزوي است. اول تسليت و بعد اينكه برنامه اي انجمن ادبي اشراق با كمك بچه ها ترتيب داده كه روز هفدهم با حضور استاد نازنين محمد علي بهمني و غلامرضا طريقي مهربان برگزار ميشود.

4:الياس علوي مرا به بازي اي دعوت كرده بود كه بايد در مورد عكسي قديمي توضيح مي دادم اين هم همان عكسي كه براي من عزيز است و خود الياس زمستان وقتي داشتيم تو پس كوچه هاي زنجان قدم مي زديم گرفت، يادش به خير...

 

 

 

5: و يك غزل  مربوط به ماه هاي گذشته :

 

 

 

...و ایزد با چه معجونی سرشت آب و گل ما را

 

که اینسان می برند آسان،پری روها دل ما را

 

من و تو نیمه ی یکدیگریم و هردو دلتنگیم

 

که کامل می کند غم نیمه ی نا کامل ما را

 

همان بهتر جدا باشیم از دنیای هم، وقتی

 

دو چندان می کند دلبستن ما مشکل ما را

 

فریب بازی ایام را خوردیم و مي خواهد

 

بچرخاند فلک اینبار دور باطل ما را

 

به هر در جان به کف رفتیم و برگشتیم با حسرت

 

مگر که مرگ گیرد تحفه ی نا قابل ما را !

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:6  توسط سعید توکلی  | 

~ ~ ~