تبليغاتX
عاشقانه در گور
دوشنبه 2 مهر1386
۱: سلام

۲: نبودم را به حساب تنبلی ام بگذارید. تابستان پر باری برایم بود امسال که محال است فراموشش کنم.

۳: چند ماه پیش شب شعری بود که میزبان آقایان مرتضا اسفندقه و مصطفا محدثی بودیم. هر دو را از لحاظ شعری و اخلاقی دوست دارم اما فرصت بسیار کم بود که دیدارمان کامل شود.

۴: شیراز ی که در ذهنم داشتم بزرگتر از آن چیزی بود که دیدم و درک کردم. اما باز فکر می کنم که کدام خاک این سرزمین می تواند اینقدر پاک باشد که حافظ سعدی در آن خفته باشند؟ با دوستان شاعر بودن هم این شور و شوق را در من دو چندان کرد. کمی هم البته لهجه ی شیرازی یاد گرفتم با محمد رضا طاهری وقتی که داشتیم پرسه می زدیم در شهر.

۵: اصفهان اما بزرگتر از تصوراتم بود.آنقدر بزرگ که دل و دماغ بر گشتن نداشتم. از علی ثابت قدم ممنونم که اولین روز کسالت بار هتل و شلوغی عجیب اصفهان را برایم هجی کرد. همین طور از حسین عبدوالوند و یوسف خوش نظر که مرا شیفته خود کردند. امیدوارم در شهر خودم جبران کنم محبتشان را.البته با حضور سعید خان بیابانکی و در دست داشتن چند سوژه ی ناب کلی خندیدیم.

۶: امسال دومین سالی بود که در روز تولدم(۱۴ شهریور) خارج از خانه بودم. اما نه مثل پارسال. کمی متفاوت تر. یعنی کنسرت مجید انتظامی با اجرای آهنگ هایی که همیشه زیر لب زمزمه می کنم همچون از کرخه تا راین و بوی پیراهن یوسف.

 

                                       

۷:اول مهر هم رسید و دو اتفاق عزیز: تولد حضرت حسین منزوی و فرا رسیدن پاییز. سرخاک منزوی رفتم. آرام بود و دلم گرفت. امیدوارم سال های آتی اینطور نباشد لا اقل.

                                            

۷/۵:هنوز از تهران لعنتی بدم می آید که مثل غول دارد بزرگ وبزرگتر می شود. کثیف اخمو که چیزی جز خیابان نمی داند.

۸: چند شب پیش جشنواره ی دفاع مقدس زنجان هم برگزار شد که خیلی به دلم نشست نمی دانم چرا. از گفتن جزئیات هم رد می شوم.

۹: از تمام عزیزانی که باید اسمشان را می آوردم پوزش می طلبم چون نه وقت هست و نه توان تایپ آن همه اسم.

۱۰: ننوشتن شعر را هم بگذارید پای هما تنبلی که گفتم.

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 16:33  توسط سعید توکلی  | 

~ ~ ~