تبليغاتX
عاشقانه در گور
دوشنبه 24 اردیبهشت1386
 

                                                

هر چند هیچ کتابی نخریدم ولی نمایشگاه کتاب امسال بیشتر از هر سال دیگر چسبید.اول اینکه با دوستان شاعر زنجانی بودیم و کلی بزن بخند. دوم اینکه نمایشگاه بیشتر شبیه جشنواره ی شعر بود که همه ی شاعران جمع بودند.دوستانی که دلم برایشان تنگ شده بود و حساب کن که ممکن بود تا چند ماه آینده هم نتوانم ببینمشان.از این گذشته پس از چند سال سکوت در شعر زنجان دوست شاعرم حسین نظریان بالاخره بعد یک سال تقریبا کتاب غزلش را با نام ((صبح خواب مانده است )) توسط نشر شولا به چاپ رساند. حسین در این کتاب تجربیات خودش را در غزل بی وزن نشان داده است . تجربیاتی که مال خود حسین است. به هر حال خواندنش را توصیه می کنم.

تا بعد....

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 11:53  توسط سعید توکلی  | 

~ ~ ~
چهارشنبه 12 اردیبهشت1386
     چهار سال شد . و ما هنوز به رفتنت می فکر می کنیم....                    

                              

حالا به شعر هایت گوش می دهد با حوصله.در حالی که به پهلوی راست خوابیده .بدون اینکه سیگاری بگیراند.اخم نمی کند و حرفی نمی زند تا تو ۱۶ اردیبهشت را به یادش سیاه بپوشی با فاتحه ای که زیر لب می خوانی.

گزیدم از میان مرگ ها اینگونه مردن را

تو را چون جان فشردن در بر آنگه جان سپردن

.

.

.تو آن تصویر جاویدی که حتی مرگ جادویی

نداند نقشت از لوح ضمیر من ستردن را

.

.

مرا مردن بیاموز و بدین افسانه پایان ده

که دیگر بر نمی تابد دلم نوبت شمردن را.

( حسین منزوی)

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 17:22  توسط سعید توکلی  | 

~ ~ ~